به یاد او .... به یاد او .... اما رازی که گفتم خیلی ساده است:جز با دل هیچی را چنان که باید نمیشود دید. نهاد و گوهر را چشمِ سَر نمیبیند.شهریار کوچولو برای آن که یادش بماند تکرار کرد: -نهاد و گوهر را چشمِ سَر نمیبیند.-ارزش گل تو به قدرِ عمری است که به پاش صرف کردهای.شهریار کوچولو برای آن که یادش بماند تکرار کرد: -به قدر عمری است که به پاش صرف کردهام.روباه گفت: -انسانها این حقیقت را فراموش کردهاند اما تو نباید فراموشش کنی. تو تا زندهای نسبت به چیزی که اهلی کردهای مسئولی. تو مسئول گُلِتی
برچسب:
نویسنده: نرگس ایمانی
تاريخ: شنبه
31 مرداد
1405 ساعت: 2:39